سفارش تبلیغ
صبا
نویسنده :کیومرث شهدادی
تاریخ: شنبه 96/2/16 ساعت: 7:44 عصر

امروز سوار سرویس دانشگاه بودم پشت یکی از صندلی ها جمله ای باحالی نوشته بود

(حداقل برای من جالب بود) جمله این بود

خاطرت را میخواستم نه خاطراتت را


موضوع: ,
برچسب‌ها: دلنوشته
نویسنده :کیومرث شهدادی
تاریخ: دوشنبه 96/2/4 ساعت: 10:6 عصر

بعضیا میگن غروب غم انگیزه ولی برای من دلنشینه


http://s9.picofile.com/file/8293032234/9.jpg


موضوع: ,
برچسب‌ها: عکس دلنوشته
نویسنده :کیومرث شهدادی
تاریخ: یکشنبه 96/2/3 ساعت: 6:39 عصر

امروز تو وبلاگ یکی از بچه خوندم که نوشته بود

(آرامش "این روزهایم را مدیون همین "انتظاری" هستم که دیگر از کسی ندارم.)

این روزا ته انتظارم از دیگران اینه که کاری به کارم نداشته باشند

ولی حیف این ارامش تو زندگیم نیست اخه خیلیا همین هم نمیتون انجام بدن

فکر کنم همین یه انتظارم هم نباید داشته باشم


موضوع: ,
برچسب‌ها: دلنوشته
نویسنده :کیومرث شهدادی
تاریخ: شنبه 96/2/2 ساعت: 10:9 عصر

دلم بد جور هوای آوین داره خصوصا برای عکس پایین

 


http://s9.picofile.com/file/8292825634/7.jpg


موضوع: ,
برچسب‌ها: دلنوشته آوین
نویسنده :کیومرث شهدادی
تاریخ: جمعه 96/1/25 ساعت: 12:44 عصر

یک روز دیگر هم گذشت ،

اما من هنوز نمی دانم با خودم چند چندم.

لحظه ای چنان دلم برایش تنگ می شود که تمام وجود حضورش را می طلبد ،

لحظه ای دیگر حتی از فکر کردن بهش بیزارم

بعضی وقتا از خودم می پرسم ایا هنوز هم دوستش دارم؟؟؟

جواب این سوال حتی به خودم هم نمی توانم بدهم

این روزا حال و هوای عجیبی دارم


موضوع: ,
برچسب‌ها: دلنوشته
نویسنده :کیومرث شهدادی
تاریخ: شنبه 95/7/24 ساعت: 1:3 عصر

اولی : داداش تا حالا چند بار رفتی خواستگاری ؟

دومی : سه بار

اولی : تو این سن سه بار عاشق شدی ؟!!!!!!!!!

دومی : نه دو بار

اولی : اها پس یه جا رو دوبار رفتی خواستگاری

دومی : نه سه بارش رو یه جا رفتم خواستگاری

اولی : من که نفهمیدم چی شد درست بگو چطور شد

دومی : هیچی دفعه اول بچه بودم نشد برم خواستگاری شوهر کرد

دفعه دوم رفتم خواستگاری گفتن بچه است بازم رفتم بازم گفتن هنوز بچه است

بازم رفتم بازم گفتن هنوز بچه است

خلاصه اولی رو بچه بودم ، دومی بچه بود به هیچ کدوم نرسیدم


موضوع: ,
برچسب‌ها: دلنوشته
نویسنده :zahra.shahdadi
تاریخ: پنج شنبه 95/7/8 ساعت: 10:14 صبح

 

نمی دانم به کدام جاده روم به کدام راه و کدامین جهت ،

گرفتار وزش بادهای عظیم روزگارم .

دلم گرفته از اسمان بی خیال که حتی یک قظره هم نمی گرید .

جاده خاکی و دل آرام به کدام سو خواهد رفت نمی دانم .

آرام تر ، آرام تر ، نجوایی به گوش می رسد  .

صدای عاشقانه ، صدای روشنایی اب

پاهایم خسته اند خسته از زندگی نه از راه

چشمانم آبیست نه به آبی دریا

دلم میخواهد سوار بر بال رودخانه شوم بروم به سوی ماه !

آنجایی که نفس بی معناست

آنجایی که روشناییست

بروم به سوی انجایی که عشق جاریست  

 


موضوع: ,
برچسب‌ها: دلنوشته شعر نو
نویسنده :zahra.shahdadi
تاریخ: چهارشنبه 95/7/7 ساعت: 9:0 عصر

 

امشب غصه هایم را درون مهتاب خالی می کنم و درون زمین خاک ،

امشب دلم می خواهد شادی هایم را همچو باران قسمت کنم .

امشب ستاره ها را درون رودخانه میبینم زیبا ! ا

مشب تنهایم تنهای تنها !

امشب همچو شاپرک به خواب می روم کنار یاس ،

امشب پرپر میشوم مثل شقایق ارام و بی صدا .

امشب به پایان می رسد عمر ، می روم پیش خدا !!!!!  

 


موضوع: ,
برچسب‌ها: دلنوشته شعر نو
نویسنده :zahra.shahdadi
تاریخ: سه شنبه 95/7/6 ساعت: 2:7 عصر

فکر می کنم گاهی دلم میگیرد یا کسی ان را محکم می گیرد

گاهی فکر می کنم درد بی معنی ست

گاهی فکر می کنم قلبم آبیست

گاهی فکر می کنم پنجره مهتابیست

گاهی دلم می خواهد فکر کنم ان هم بی پروا !

همین ....


موضوع: ,
برچسب‌ها: دلنوشته
نویسنده :کیومرث شهدادی
تاریخ: سه شنبه 95/7/6 ساعت: 12:41 عصر

راستی هنوز دوستم داری ؟؟

نگاهم کرد و پنداشتم دوستم دارد

نگاهم کرد ، در نگاهش شوق عشق را خواندم

نگاهم کرد ، دل به او بستم

نگاهم کرد ، بعدها فهمیدم فقط نگاهم می کرد


موضوع: ,
برچسب‌ها: دلنوشته پیامک جدایی
لینک های روزانه
دوستان
ابزارک های وبلاگ